السيد محمد حسين الطهراني
18
آغاز فلسفه (ط پنجم 1385ش) (فارسى)
منتها چه بسا انسان در ديد خود خطا كرده غير حقيقت را حقيقت واقعى خارجى مىپندارد ، مانند اعتقاد به شانس و غول بيابان ، و يا حقيقت خارجى را باطل و خرافه مىشمارد چنان كه در مورد روح مجرد و عقل مجرد اين طور تصور شده است . بدين جهت اولين كار ضرورى اين است كه احوال مخصوص موجود به ماهو موجود ( اصل وجود صرفنظر از نوع وجود ) را شناسايى كنيم تا بتوانيم موجود واقعى را از غير موجود در سطح كلى تمييز بدهيم . علمى كه اين مسئوليت را بر عهده مىگيرد فلسفه الهى است و بنا بر اين « حكمت » و يا فلسفه الهى علمى است كه از احوال و خصوصيات موجود به ماهو موجود بحث مىكند . اين علم را فلسفه نخستين « 1 » و علم اعلى نيز مىنامند و « موضوع » آن موجود به ماهو موجود است و « هدف » از آن امتياز دادن و جدا كردن موجودات حقيقى از غير حقيقى ، و شناخت علل عاليه وجود و به خصوص علت نخستين كه سلسله وجودات به او ختم مىگردد و همين طور شناخت اسماء و صفات علت نخستين مىباشد .
--> ( 1 ) . - از اين نظر كه علم به نخستين موجود يعنى علت نخستين است ، چنان كه ابن سينا اينطور گفته است يا چون علم به نخستين چيز از نظر تحقق يعنى خداوند ، و اولين چيز از نظر مفهوم يعنى هستى مىباشد كه صدر المتألهين اينطور تفسير كرده است